اصلاحات اقتصادی ضرورت ایران پایدار

اصلاحات اقتصادی

میهن دوستی و تلاش برای پیشرفت سرزمین مادری و جایی که انسان درآن زاد و رشد را تجربه کرده است در ذهن و جان همه شهروندان جهانی در هر کشوری و از جمله ایران یک مقوله اثبات شده است. با وجود نکوهش پیامدهای ناسیونالیسم افراطی و نیز شتاب شگفت‌انگیز درهم تنیدگی جهان و جهانی شدن اما هرگز حس نیک دوست داشتن سرزمین از دل و جان میهن دوستان بیرون نرفته و نخواهد رفت.

برای اندازه گیری اینکه یک فرد یا یک گروه بیشتر از افراد دیگر و گروههای دیگر میهن خود را دوست دارند معیار مشخصی وجود ندارد و نمی توان اثبات کرد که به طور مثال سیاستمداران بیشتراز بازرگانان و فعالان اقتصادی به ایران مهر می ورزند و برای سربلندی و نیرومند شدن آن دل می سوزانند. بدون چون وچرا باید بپذیریم هر ایرانی ساکن سرزمین یا مقیم خارج دلش می خواهد ایران ارجمند در دنیای امروز با سرافرازی و بهروزی بیش از پیش و گرفتن سهمی بیشتر از اقتصاد جهانی و درجه پایداری بالاتر  به پویش تاریخی خود ادامه دهد.

از سوی دیگر باید بدانیم و نیک می دانیم این آرزوی بزرگ در دنیای امروز که رقابت بر سرگرفتن سهم بیشتر از فرصت‌های کسب وکار و سرمایه‌گذاری و صادرات کار بسیار دشواری شده و نیازمند اندیشه بلند و اراده استوار ملی است. تجربه دهه های تازه سپری شده نشان می دهد رقابت نفس گیری میان کشورهای جهان تحت بلوک بندیهای گوناگون برای بازکردن راههای نفوذ اقتصادی و گرفتن بازارها و نیز صیانت از بازار داخلی وجود دارد. رقابت بین اروپا با آمریکا، رقابت چین و هند ، رقابت میان آمریکا وچین ، رقابت میان ویتنام و اندونزی و…در بازارهای گوناگون به خوبی قابل دیدن است و نشان می دهد چگونه کشورهای جهان در این رقابت دنبال آفرینش فرصتها و شکار در بزنگاهها هستند.

بررسی ها و نتایج مطالعات و نیز امار و اطلاعات نشان می دهد در این رقابت برخی کشورها در فرایند زمان و در دهه های گذشته اقتصادشان با معیارهای قابل اعتنا  مثل رشد تولید ناخالص داخلی ، نرخ تورم اندک و مهار شده، نرخ بیکاری کمتر ، نرخ رشد بالای سرمایه گذاری و نیز توسعه تجارت خارجی به ویژه توسعه صادرات از دیگران جلو زده و در پله های بالاتر ایستاده اند. برخی از کشورها اما به دلایل گوناگون در رسیدن به شاخصهای مطلوب مثل رشد شتابان سرمایه گذاری، نوسازی تکنولوژیک و مهار بیکاری و تنوع بخشیدن به کیفیت و ترکیب صادرات عقب افتاده و سهمشان از اقتصاد و تجارت جهان و نیز جذب سرمایه های مازاد بین المللی رونی کاهنده را تجربه کرده اند. درصورتی که بخواهیم دلیل پیشرفت برخی از کشورها و دلیل درجا زدن شماری دیگر از کشورها را شناسای و معرفی کنیم بدون تردید به مقوله بسیار با اهمیت و راهبردی ” اصلاحات اقتصادی ” می رسیم. به این معنی که شماری از کشورها زودتر و با فعالیت کارشناسانه و اجتناب از درهم آمیزی زیان بار سیاست و اقتصاد به ضرورت اصلاحات اقتصادی پی بردند و به این درک عمیق رسیدند که بدون اصلاحات اقتصادی در شماری از راهبردها و سیاستها و پیدا کردن نقطه بهینه در ترکیب سیاستهای اقتصادی و نیز لحاظ کردن خواست و اراده شهروندان برای رسیدن به رفاه مادی بیشتر، در هردوره تاریخی به انتهای صف نزدیک می شوند و برای اینکه به دره عقب ماندگی سقوط نکنند باید اصلاحات اقتصادی را قبول کنند. این یک واقعیت انکار ناپذیر است که بیرون کشیدن سرزمین و شهروندان از چاله توسعه نایافتگی و از گرداب عقب ماندگی باید ضرورت اصلاحات اقتصادی از سوی شهروندان و خانواده ها ، نهاد های اداره کننده کشور و نیز بنگاههای اقتصای باید پذیرفته شود.

دلیل اصرار این نوشته برضرورت اصلاحات و نیز بر اینکه اصلاحات اقتصادی باید باور ملی و چراغ راهنمای مدیران شود این است که اصلاحات اقتصادی پیامدهایی دارد که در حرف شاید آسان به نظر آیند اما در عمل باید تصمیم های مهمی اتخاذ شود که سخت و سفت هستند زیرا به دگرگونی های بزرگ در حوزه های مختلف منجر می شود و سرنوشت جامعه را به راهی تازه می برد و نتایجی به بار می آورد که برای پذیرفتن آنها باید ظرفیت داشت.

اصلاحات اقتصادی در عمل فراتر از تصورات برخی افراد است که به موضوع ساده انگاران نگاه کرده و انتظارات کوتاه مدت و مقطعی دارند. سلسله یاد داشتهایی که در چند شماره می خوانید در باره فرایندها و اصلاحات در سیاستها و بازار ها است که امیدوارم بتواند به ایران عزیز کمک کند آینده درخشانی را تجربه کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *